سكوت شبانه سحر
هرگاه شاعری را یافتی که گفت دوبار عاشق شده ام بدان هرگز عاشق نشده خواستن همیشه عشق نیست
باورم شده حالا بی خود این همه چشم ،هی به هم نگاه میکنند، عاشق می شوند. بی خود این همه حرف ،روی دست های ما بسته یا باز می شود. نگو از دایره پرتم نگو! دیگر کسی برای خدا حلاج نشد. هرگز کسی برای فروغ چراغی نبرد. دیگر کسی برای عشق ،عاشق نشد. به خدا ما همه از فراموشی ِ ساده ترین حرف آشنا می آییم، از فراموشی عادی ترین پنجره های روبه رو. همسایه! این چراغ ِ تازه بعد از آمدن است بعد ِیک سفر که پر از ریل و راه بود ، پر از رو به روهای فراموشی . چراغ بعد از این همه بچگی کردنهاست که دارد پنجره را دوباره برایت آشنا می کند. هیوا مسیح پیوست ۱: ۲۳ آبان جای شما خالی مشهد رفتم .و برای همه دعا کردم. پیوست ۲:نمیدانم شاید خیلی طول بکشه برای آپ جدید .حس نوشتن ندارم
| Design By : Night Skin |


